تبليغاتX
با ياد خدا New Page 1 Amooghasem ...

هميشه با نام خدا شروع كرديم ولي آيا واقعاً به يادش بوديم ؟


::من اینم ... ! نه ما اینیم ... !::

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت همراهان همیشگی !

تو این چند پست مطلب طبق نظرات شما به این نتیجه رسیدم که شما همراهان عزیز از منی که یه جوون هستم انتظار شادی ،نشاط ، طراوت و خلاصه جوان مداری  تو اشعار و مطالبم داشتید  (و همچنین اشعار بیشتر از ۳ بیت )... نظر لطفتونه اما  ...

اما شو در ۲۰ دقیقه توی این شعر خلاصه کردم بخونید: ( روی شعر کار نشده به من ببخشید )

بشنوید ای دوستان این داستان

خود ندای حال عرفان است آن

تا به دریای غزل غرقه شده است

فارغ از شادی و از خنده شده است

این تغزل جایگاه خنده نیست

هر که وارد می شود یابنده نیست

خنده و شوخی بسی در این جهان

می کند او با رفیقان دوستان

لیکن اینجا جایگاه خنده نیست

هر که او وارد شود یا بنده نیست

بندگی در شعر و در الفاظ باش

در شعور شعر جای راز باش

تا توانی تو غزل غمگین گوی

بس جهان دیگرت را باز جوی

از برای یک نظر چندت کلیک؟

سر بده آواز نقد و پند شیک !

بکش دست از تغزل همچنان خفت

بکن یاد دو بیتی که چنان گفت :

" شکر شیرینی اش مثل عسل نیست

و جای شک در این ضرب المثل نیست

رباعی ، مثنوی دو جنس نابند

ولیکن هیچ یک مثل غزل نیست "

 البته غزل غم آلود

بله ما  همان نسل نسوخته خاکستر مانده و همان  جوانان پیر عقلیم که بی شک روح خسته مان منتظر دنیای نو پر از زیبایی است به آرزوی آن روز ...

 

 

 


موضوع :: ::
|
+| نوشته شده در ::85/09/22::

                                        و ساعت :::: توسط ::نی:: |:: ::



 


پنجره ي وبلاگ