بعد
فرار زلزله ای هشت ریشتری
به فنجان
چشمهایت را به من چرخاند
وسر دردی داغ را با...
تا...
به...
یا...
■ ■ ■
دستهایت را بردار
بگذار
شلوارم سکوت کند
و
ادامه ی راه را قفسه ها باشند.
۴۷۹
۵۱۴ حالا عراق است که دست سلاح های شیمیایی را ...
می خواهم بدانم...
تحت هر شرایطی باید به دنبال جنگ باشد
در کشور ما چنین است
۵۲۲ فلان کمیته شکل بگیرد
۵۴۰ فلان بند جابجا شود
در شرایط نظامی تامین نمی شود آرمان ها
۵۴۲ حالا همت و باکری و متوسلیان رفته اند و همه جا را خاک گرفته
۵۸۲ حالا اواخر تیر همه جا را پاک می کند
۵۸۸ صبح عملیات کربلای پنج بعلاوه ی یک !
آقا باور کنید ما این را اوائل ۶۶ نوشته بودیم
دست نگه دارید !
آقا عراق را بگیریم ؟!
-۵۹۸-
از مسئله - از تجاوز
که امتیاز بیشتر بگیرید
که سپاه توانایی حمله به عراق را دارد ؟
عجله نکنید
استراتژی دفاعی خودمان را طراحی کنیم به ایشان بدهیم ؟
حالا که از هسته ای خسته نشده ایم
خوب شد ۵۹۹ بر سرمان نیامد !
بیا ، بیا
بیا ، بیا
بیا ، بیا
نمــــــــی آیی ؟
نکند " آمدن " را اشتباه صرف می کنم ؟
-------------------------------------------------
کلاغها انتظار را خوب می فهمند
انتظار ... انتقار ... قار ...

